رونیکارونیکا، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 6 روز سن داره

رونیکـای خوشگل مامان و بابا

نوروز 1393 (اولین عید نوروز رونیکا جونم)

عزیز دلم امسال اولین عید نوروزت بود فدات شم ؛ انشالله سالیان سال با سلامتی و شادی زندگی کنی و بهترین عیدها رو پشت سر بگذاری فدات شم  اینم عکس رونیکای خوشگلم با بابا جونش سر سفره هفت سین ...
3 ارديبهشت 1393

رونیکا جون چهار دست و پا میره

سلام عشق مامان و بابا؛ جدیدا یاد گرفتی چهار دست و پا میری ؛ البته اولش دو هفته چهار دست و پا رو دنده عقب می رفتی یعنی از 1 اسفند 92 و از 13 اسفند 92 چهار دست و پا رو مستقیم و درست می ری عزیزم . از 1 هفته بعدش تلاش کردی بایستی اما از دو هفته بعدش کامل می ایستادی عشقم ال بته به یه جا تکیه می کنی ها هنوزم نمی تونی بدون کمک بایستی عزیز دلم       ...
3 ارديبهشت 1393

رونیکـــــــــــــا جـــــــونم دســـت می زنـــــــــــــــــه

رونیکا پرنسس عزیزم ؛ جدیدا یاد گرفتی آهنگ که می ذاریم دست می زنی , بعد هم می گی دز دز؛ خیلی وقتا هم می گی دد دد؛ چون خوب نمی تونی س رو تلفظ کنی؛ البته بعضی وقتا یهو می گی دس دس ولی بیشتر آواش به دز دز و دد دد می خوره. سرتم تکون میدی و دستا تم تکون می دی به عنوان رقص  . تازه آ<ازم می خونی  واسه خودت زمزه می کنی آهنگا رو    الهی مامان و بابا قربونت برن.  ماشالله هزار ماشالله دختر نازنینم .   در کل عاشقه آهنگ و نینای نای هستی؛ عاشقه رقصو دس دس کردن و آهنگای شادم دوست داری وقتی ریتمش شاد باشه دست می زنی و می خندی و دس دس می کنی نفسم . خلاصه هر روز شیرین تر و عزیزت میشی     ...
7 اسفند 1392

رونیکا جونم اصلا تخم مرغ دوست نداره

دختر قشنگم از تخم مرغ متنفری ؛ همه راهی رو امتحان کردم تو سوپت ریختم, تو پوره سیب زمینی؛ با کره و نمک یه کم آبجوش؛ اصلا لب نمی زنی؛ جدیدا اصلا بو می کشی؛ قبلنا یه قاشق می خوردی و می فهمیدی ولی الان حتی برای یه قاشق هم دهنتو باز نمی کنی . دکتر گفته باید 1 روز در میون بخوری برای رشد مغزت لازمه ؛ اما الان دیگه 20 روزی هست خسته شدم دیگه بیخیال شدم. اصلا دلم نمی خواد اذیتت کنم اگه برای سلامتیت نبود بهت اجبار نمی کردم بخوری                                      وقتی تخم مرغ و می بینی این جوری دهنتو کیپ می کنی             &...
7 اسفند 1392

رونیکــــا جـــونم عاشــــقه کتــــاباشــــــــه

سلام دختر قشنگم شما عاشقه کتاباتی ؛ خیلی کتاباتو دوست داری ؛ حالا چه این که من برات بخونم ؛ چه اینکه خودت باهاشون بازی کنی و حتی بخوریش                                                           اولش این جوری نگاهش می کنی                                                                             &...
7 اسفند 1392

9 ماهگی

سلام دختر قشنگم ؛ دختر عزیزم وارد 9 ماهگی شدی؛ مبارکههههههه عزیز دلم خوشحالم که ماشالله انقدر بزرگ شدی؛ وقتی یادم میاد چقدری بود باورم نمیشه ؛ یادم می آد روزی که به دنیا اومدی میک زدن بلد نبودی و نمی تونستی شیر بخوری ؛  یادم میاد زردی داشتی و برات دستگاه اجاره کردیم و می ذاشتم زیر دستگاه تا خوب شی و منو بابایی کلی غصه اتو می خوردیم ؛  منو مامانی جونی می بردیمت پارک با کالسکه ات و اما الان دختر قشنگم کارهای خیلی با مزه ای انجام میدی که می خوام بچلونمتو بخورمت؛ مثلا پوف می کنی ؛  خودتو موش می کنی و کارهای دیگه که قبلا هم گفتم. عشقمممممممم منو بابایی جونت هرروز خدا رو صدها بار شکر می کنیم که تو رو به ...
23 بهمن 1392

پرنسس عزیز مااااااااااااااااااااا در حال بازی با اسباب بازی هاش

رونیکـــــــــــای خوشــــــــگل مــامــان و بــابــا ؛ این عکســا رو موقعی که داشتی بازی می کردی ازت گرفتم ؛ عشــــــــق مـــــــــــــن               خیلی شیطون شدی ماشالله؛ هزار ماشالله                  انقدر تکون می خوردی که مکعباتو بخوری که عکسات اینجوری شد                  خودتو کشی که تلتو در بیاری ؛ 100 بارم در آوردیا اما من دوباره گذاشتم سرت ؛ دیدی من از تو سمج ترم بیخیال شدی عشقممممم         ...
21 بهمن 1392